فصل نهم: فرار از تله ی اضطرابی اجتنابی: چگونه زوج های اضطرابی اجتنابی میتوانند به امنیت بیشتری دست یابند
فصل نهم به تحلیل راههای عبور از تلهی اضطرابی-اجتنابی میپردازد. در این فصل، نویسندگان به زوجهایی که در این چرخه گرفتار شدهاند، راهکارهایی ارائه میدهند تا بتوانند به امنیت بیشتری در روابطشان دست یابند. این فصل تأکید میکند که تغییر در این الگوی رفتار، نیازمند تلاش مشترک و آگاهی از سبکهای دلبستگی است.
یکی از اولین گامها برای عبور از این تله، آگاهی فردی از سبک دلبستگی است. زوجها باید به این درک برسند که هرکدام از آنها چگونه در روابط عاطفی خود عمل میکنند و چه عواملی باعث واکنشهای اضطرابی یا اجتنابی میشود. این شناخت میتواند به آنها کمک کند تا بهجای واکنشهای خودکار، انتخابهای آگاهانهتری داشته باشند.
نویسندگان به زوجها توصیه میکنند که برچسبگذاری سبکها را از سرزنشکردن و قضاوت کردن یکدیگر دور کنند. بهجای آنکه فرد اضطرابی شریک اجتنابی خود را به بیتوجهی متهم کند یا فرد اجتنابی شریک اضطرابی خود را به حساسیتهای بیشازحد محکوم کند، باید به خود و یکدیگر درک و محبت نشان دهند.
گام بعدی، ایجاد فضایی امن برای تبادل احساسات است. فرد اضطرابی باید یاد بگیرد که نگرانیهای خود را بهطور صادقانه بیان کند و از ایجاد فشار بیشازحد بپرهیزد. از طرفی، فرد اجتنابی باید تلاش کند احساسات خود را بهطور شفاف به اشتراک بگذارد و نه تنها به عقبنشینی روی آورد.
نویسندگان تاکید دارند که برای شکستن چرخه اضطرابی–اجتنابی، هر دو طرف باید بهطور فعال تلاش کنند با نیازهای یکدیگر همخوانی پیدا کنند. برای مثال، فرد اضطرابی ممکن است نیاز به تماس عاطفی بیشتر داشته باشد و فرد اجتنابی ممکن است نیاز به فضای شخصی بیشتری داشته باشد. درک و همدلی در این مرحله بسیار حیاتی است.
بهعلاوه، یادگیری مهارتهای ارتباطی مؤثر یکی دیگر از گامهای اساسی در بهبود رابطه است. زوجها باید یاد بگیرند که بدون ایجاد واکنشهای افراطی، احساسات خود را بهطور مؤثر بیان کنند. این کار میتواند شامل مهارتهایی مانند گوش دادن فعال، تایید احساسات طرف مقابل و بیان نیازها بهطور روشن باشد.
نویسندگان در این فصل به زوجها توصیه میکنند که در برابر احساسات منفی، واکنشهای کنترلشدهتری نشان دهند. آگاهی از احساسات در لحظه به آنها کمک میکند تا از واکنشهای تکانهای جلوگیری کنند و بهجای آن، در جستجوی راهحلهایی باشند که به نفع هر دو طرف باشد.
یکی دیگر از نکات مهم در این فصل این است که زوجها باید تلاش کنند در مواقع بحرانی، یکدیگر را درک کنند. در شرایطی که یکی از طرفین دچار اضطراب یا اجتناب میشود، ضروری است که طرف مقابل بهجای قضاوت، به تلاش برای درک دلیل رفتار طرف دیگر بپردازد. این رفتار میتواند باعث ایجاد حس امنیت و اعتماد متقابل شود.
نویسندگان همچنین اشاره میکنند که مشاوره و درمانهای روانشناختی میتوانند برای زوجهایی که در این تله گرفتار شدهاند، مفید باشند. مشاوره کمک میکند تا زوجها رفتارهای خود را شناسایی کنند و تکنیکهایی را برای تغییر این الگوهای منفی بیاموزند. این درمانها میتوانند فضای لازم برای اصلاح روابط و ایجاد امنیت فراهم کنند.
در پایان فصل، نویسندگان تأکید میکنند که پیشرفت تدریجی در این فرآیند ضروری است. هیچ رابطهای بهطور یکشبه نمیتواند از تلهی اضطرابی–اجتنابی خارج شود. این تغییر نیازمند زمان، تعهد و شجاعت از طرف هر دو نفر است تا بتوانند رابطهای سالم، متعادل و امنتر ایجاد کنند.