فصل سوم: گام اول: سبک دلبستگی من کدام است
فصل سوم با این نکته آغاز میشود که شناخت سبک دلبستگی شخصی، گامی اساسی در مسیر ایجاد روابط سالم و پایدار است. بسیاری از مشکلات در روابط نه به دلیل بد بودن افراد، بلکه به دلیل ناهماهنگی سبکهای دلبستگی آنها رخ میدهد. بنابراین، فهمیدن اینکه شما به کدام دسته تعلق دارید، به شما کمک میکند بهتر رفتارها، نیازها و واکنشهای خود را در روابط بشناسید.
نویسندگان سه سبک اصلی دلبستگی بزرگسال را معرفی میکنند: ایمن، اضطرابی و اجتنابی. هر سبک با الگوهای خاصی از تفکر، احساس و رفتار در روابط همراه است. شناخت این سبکها نهتنها به درک خود کمک میکند، بلکه فهم بهتری از رفتارهای شریک عاطفی نیز بهدست میدهد.
افراد با سبک ایمن معمولاً دید مثبتی نسبت به خود و دیگران دارند. آنها بهراحتی به دیگران اعتماد میکنند، از صمیمیت نمیهراسند، بهوضوح احساسات خود را بیان میکنند و در روابط بهدنبال رشد مشترک هستند. این افراد معمولاً از تعارض نمیترسند و آن را بهدرستی مدیریت میکنند.
افراد با سبک اضطرابی معمولاً احساس ناامنی میکنند، نگران هستند که شریکشان آنها را به اندازه کافی دوست نداشته باشد یا ترکشان کند. آنها اغلب نیازمند اطمینان دائمی هستند، بهسرعت به شریک وابسته میشوند و به نشانههای کوچک بیتوجهی بسیار حساساند. ذهنشان درگیر تحلیلهای افراطی است.
افراد با سبک اجتنابی از صمیمیت زیاد احساس تهدید میکنند. آنها معمولاً ترجیح میدهند از دیگران فاصله بگیرند، احساسات خود را پنهان کنند و بهطور ناخودآگاه از نزدیکی بیشازحد میگریزند. آنها ممکن است در ظاهر مستقل و بینیاز باشند، اما این اغلب پوششی برای ترس از آسیبپذیری است.
کتاب تأکید میکند که هیچکدام از این سبکها ذاتاً بد نیستند، اما سبکهای ناسازگار ممکن است در روابط مشکلات زیادی ایجاد کنند. برای مثال، ترکیب یک فرد اضطرابی با یک فرد اجتنابی اغلب به چرخهای دردناک از نیاز و دوری ختم میشود که هر دو را فرسوده میکند.
برای کمک به تشخیص سبک دلبستگی، کتاب یک ابزار ارزیابی ساده ارائه میدهد که شامل مجموعهای از جملات و پرسشها دربارهی احساسات و واکنشها در روابط است. پاسخ دادن صادقانه به این پرسشها، تصویری واضح از سبک دلبستگی شخصی بهدست میدهد.
نویسندگان یادآور میشوند که برخی افراد ممکن است ویژگیهایی از دو سبک مختلف را همزمان داشته باشند؛ مثلاً فردی ممکن است در آغاز رابطه اجتنابی باشد ولی وقتی احساس تهدید میکند، اضطرابی شود. این وضعیت که به آن «دلبستگی ناآرام» یا «دلبستگی دوسوگرا» گفته میشود، ممکن است در روابط تنشزاتر عمل کند.
شناخت سبک دلبستگی خود تنها آغاز مسیر است. هدف نهایی آن است که یاد بگیریم چطور الگوهای ناکارآمد را تغییر دهیم و به سمت دلبستگی ایمن حرکت کنیم. نویسندگان تأکید میکنند که دلبستگیها قابل تغییرند؛ با آگاهی، تمرین و گاهی حمایت حرفهای، افراد میتوانند سبک دلبستگی خود را ایمنتر کنند.
در پایان، فصل سوم با این پیام تمام میشود که خودآگاهی در روابط، یک ابزار قدرتمند برای تحول است. دانستن اینکه چه سبک دلبستگیای دارید، به شما این امکان را میدهد که نیازهای واقعی خود را بشناسید، از واکنشهای خود بهتر آگاه شوید، و روابطی متعادلتر و رضایتبخشتر بسازید.