قدرت حال

فصل نهم

فصل نهم: فراتر از شادی و ناراحتی، صلح


در این فصل، اکهارت تول به یکی از مفاهیم عمیق و اساسی در فرآیند آگاهی و حضور، یعنی «صلح درونی» پرداخته و آن را به‌عنوان یک وضعیت فراتر از شادی و ناراحتی معرفی می‌کند. تول توضیح می‌دهد که بیشتر افراد در زندگی‌شان به دنبال خوشحالی هستند و از ناراحتی و رنج فرار می‌کنند. اما در حقیقت، این تلاش برای دستیابی به شادی و دوری از ناراحتی، به‌طور مداوم باعث درگیری‌های ذهنی و رنج بیشتر می‌شود. تول در این فصل می‌گوید که راهی که بیشتر مردم برای رسیدن به شادی طی می‌کنند، در نهایت به یک دور باطل از تلاش‌های بی‌پایان و نارضایتی‌های درونی منتهی می‌شود.

تول تأکید می‌کند که شادی و ناراحتی، هر دو به ذهن وابسته‌اند. شادی معمولاً نتیجه‌ی تحقق خواسته‌ها یا دستاوردهای بیرونی است، در حالی که ناراحتی ناشی از عدم تحقق این خواسته‌ها یا از دست دادن چیزهایی است که برای ذهن ارزشمند هستند. اما او می‌گوید که در هر دو حالت، فرد همچنان درگیر ذهن است و از حضور در لحظه‌ی حال غافل می‌شود. در حقیقت، تول توضیح می‌دهد که حتی شادی نیز می‌تواند در دام ذهن بیفتد و به وابستگی تبدیل شود.

در این فصل، اکهارت تول مفهوم صلح درونی را مطرح می‌کند و می‌گوید که صلح درونی، برخلاف شادی و ناراحتی، به‌هیچ‌وجه به شرایط بیرونی وابسته نیست. او می‌گوید که صلح درونی حاصل پذیرش کامل وضعیت کنونی است، بدون تلاش برای تغییر آن. زمانی که فرد به‌طور کامل از ذهن و افکارش فاصله می‌گیرد و به لحظه‌ی حال وارد می‌شود، در واقع به صلح دست یافته است. این صلح درونی، کیفیتی است که از درون سرچشمه می‌گیرد و هیچ‌چیز بیرونی نمی‌تواند آن را تحت تأثیر قرار دهد.

تول در ادامه توضیح می‌دهد که صحت واقعی درون، نه در لذت‌های بیرونی بلکه در پذیرش کامل و رهایی از ذهن است. به عبارت دیگر، هرچه فرد بیشتر به لحظه‌ی حال و آگاهی از آن توجه کند، بیشتر به این صلح درونی دست خواهد یافت. او می‌گوید که صلح درونی به‌طور طبیعی با آگاهی و حضور در لحظه‌ی حال به وجود می‌آید و به‌هیچ‌وجه به موقعیت‌های بیرونی یا شرایط زندگی فرد وابسته نیست.

تول اشاره می‌کند که یکی از موانع رسیدن به صلح درونی، تمایل به کنترل کردن شرایط زندگی است. افراد معمولاً می‌خواهند کنترل داشته باشند و شرایط زندگی‌شان را بر اساس خواسته‌های ذهنی خود تنظیم کنند. اما تول بیان می‌کند که پذیرش آنچه که هست و رهایی از تلاش‌های ذهنی برای تغییر شرایط، تنها راهی است که فرد می‌تواند به صلح واقعی دست یابد. پذیرش، به معنای رضایت از وضعیت کنونی است، حتی اگر این وضعیت به‌طور ظاهری مطلوب نباشد.

او همچنین می‌گوید که صلح درونی به معنای غیاب درد یا ناراحتی نیست، بلکه به معنای پذیرش درد و ناراحتی به‌طور کامل و بدون قضاوت است. به‌عبارت دیگر، در حالی که ممکن است انسان‌ها همچنان با مشکلات و دردهای فیزیکی یا عاطفی روبه‌رو شوند، اما وقتی که در حالت آگاهی و حضور قرار دارند، این دردها نمی‌توانند به رنج روانی و ذهنی تبدیل شوند. در این حالت، فرد قادر است به‌طور آگاهانه با درد مواجه شود و آن را بدون درگیری‌های ذهنی بپذیرد.

تول توضیح می‌دهد که این صلح درونی نه تنها برای فرد، بلکه برای روابط و تعاملات با دیگران نیز مفید است. وقتی فرد درون خود صلح دارد، می‌تواند این صلح را به دیگران منتقل کند و روابطش از رنج‌های ذهنی و احساسی آزاد خواهد شد. در واقع، در هر رابطه‌ای که افراد از ذهن و نیازهای خود رها شوند، صلح درون به‌طور طبیعی در آن رابطه نیز جاری خواهد شد.

در نهایت، تول به این نکته می‌پردازد که رسیدن به صلح درونی یک فرآیند تدریجی است و برای دستیابی به آن، نیاز است که فرد به‌طور مداوم از ذهن خود رهایی یابد و به لحظه‌ی حال توجه کند. او می‌گوید که هیچ‌چیز مهم‌تر از این نیست که فرد در هر لحظه به خودآگاهی و پذیرش کامل از وضعیت کنونی برسد.