فصل دهم: معنای درونی تسلیم
در این فصل، اکهارت تول به یکی از مفاهیم اساسی و مهم در مسیر آگاهی و حضور، یعنی تسلیم میپردازد و توضیح میدهد که چگونه این تسلیم میتواند به فرد کمک کند تا از رنج ذهنی رها شود و وارد حالتی از آرامش و صلح درونی گردد. او بهطور خاص از تسلیم به لحظهی حال و پذیرش شرایط زندگی به همانگونه که هستند، صحبت میکند.
تول در ابتدا تأکید میکند که بیشتر افراد تسلیم را بهعنوان علامت ضعف یا اجبار میبینند، اما او مفهوم تسلیم را بهطور کاملاً متفاوتی تبیین میکند. بهجای آنکه تسلیم به معنای کنار آمدن با وضعیتها یا از دست دادن اراده باشد، تول تسلیم را به معنای رهایی از مقاومت ذهنی و پذیرش لحظهی حال میداند. او توضیح میدهد که هنگامی که فرد از مقاومت در برابر شرایط خود دست برمیدارد و آنها را همانطور که هستند میپذیرد، بهطور طبیعی به آرامش و حضور وارد میشود.
یکی از نکات اصلی که تول در این فصل به آن اشاره میکند این است که تسلیم به معنای پذیرش فعال و آگاهانهی شرایط است، نه اجبار یا تسلیم شدن در برابر شرایط بیعدالتی یا رنجآور. وقتی که فرد در برابر شرایط و موقعیتها تسلیم میشود، او در حقیقت در تلاش نیست که آن شرایط را تغییر دهد، بلکه آنها را بهطور کامل و بدون قضاوت میپذیرد. این پذیرش، احساس مقاومت و درد را از بین میبرد و فضای بیشتری برای آرامش و صلح درونی فراهم میآورد.
تول همچنین توضیح میدهد که تسلیم، نه به معنای از دست دادن کنترل، بلکه به معنای رهایی از تلاش بیپایان برای کنترل شرایط است. وقتی که فرد تلاش خود را برای کنترل شرایط زندگیاش متوقف میکند و به آنچه که هست، تسلیم میشود، در واقع بهطور طبیعی به درک عمیقتری از زندگی و خود دست مییابد. در این حالت، فرد میتواند از خودآگاهی و حضور در لحظه بهرهمند شود و دیگر نیازی به نگرانی در مورد آینده یا اندوه از گذشته ندارد.
تول اشاره میکند که تسلیم درونی به فرد کمک میکند تا از افکار و احساسات منفی که بهطور معمول در ذهنش هستند، رها شود. او میگوید که بیشتر رنجهای ذهنی ناشی از مقاومت فرد با واقعیت است. وقتی که فرد با شرایط زندگی به مبارزه برمیخیزد و نمیتواند آنها را بپذیرد، این مقاومت باعث بروز درد روانی و اضطراب میشود. اما تسلیم، این مقاومت را متوقف میکند و فرد را به درک و پذیرش لحظهی حال میرساند.
در این فصل، تول همچنین به رابطهی بین تسلیم و حضور در لحظه اشاره میکند. او میگوید که تسلیم بهطور مستقیم به حضور در لحظه ارتباط دارد. وقتی که فرد بهطور کامل به لحظهی حال تسلیم میشود و از افکار خود رها میشود، بهطور طبیعی وارد حالت حضور میشود. این تسلیم به معنای رهایی از ذهن و آگاهی از حالتی است که در آن هیچچیز جز لحظهی حال وجود ندارد.
او در ادامه توضیح میدهد که تسلیم به معنای پذیرش شرایط بیرونی نیست، بلکه به معنای پذیرش وضعیت درونی فرد است. فرد میتواند در شرایط سخت و دشوار بهطور کامل به خود و وضعیت درونیاش تسلیم شود، بدون آنکه نیاز به تغییر آن وضعیت داشته باشد. این تسلیم درونی، به فرد کمک میکند تا دردها و رنجهای درونیاش را بپذیرد و از آنها بهعنوان ابزاری برای رشد و آگاهی استفاده کند.
تول در پایان این فصل میگوید که تسلیم به معنای شکست یا تسلیم شدن در برابر مشکلات نیست، بلکه تسلیم یک انتخاب آگاهانه است که فرد را به واقعیتهای زندگی نزدیکتر میکند. او توضیح میدهد که این تسلیم، به فرد این امکان را میدهد که بهجای مبارزه با زندگی، به آن جریان یابد و از آنچه که در لحظهی حال رخ میدهد، بهطور آگاهانه لذت ببرد.