فصل ششم: شخصیت شما تابع اندیشه های شماست
شوارتز این فصل را با این جمله کلیدی آغاز میکند که «شخصیت هر انسان بازتاب افکار غالب اوست.» آنچه دربارهی خود و دیگران فکر میکنیم، نحوه رفتار، برخورد و حتی تصویری که دیگران از ما میگیرند را شکل میدهد.
او توضیح میدهد که شخصیت، ویژگی ثابتی نیست که از ابتدا تعیین شده باشد، بلکه بهشدت تحت تأثیر نوع اندیشیدن ما در طول زمان قرار دارد. به همین دلیل، با تغییر افکار میتوان شخصیت را نیز تغییر داد و ارتقا بخشید.
شوارتز بیان میکند که یکی از عوامل اصلی ایجاد یک شخصیت قوی و تاثیرگذار، داشتن افکار مثبت و سازنده درباره خود و جهان اطراف است. افکار منفی، ترس، خجالت و حس بیارزشی بهتدریج ما را درون خود فرو میبرند و شخصیتمان را ضعیف میکنند.
در ادامه، او بر این نکته تأکید میکند که اگر میخواهی شخصیت بهتری داشته باشی، باید از درون تغییر را آغاز کنی. شخصیت چیزی نیست که دیگران برایت بسازند یا به تو بدهند؛ بلکه محصول آن چیزیست که هر روز در ذهنت با آن سر و کار داری.
نویسنده اشاره میکند که اعتماد به نفس، آرامش، ادب، تواضع و اقتدار همگی از ذهن آغاز میشوند. اگر دربارهی خودت احساس خوبی نداشته باشی، نمیتوانی آن را در رفتارهایت بازتاب دهی یا انتظار داشته باشی دیگران تو را جدی بگیرند.
یکی از توصیههای مهم او این است که در نقشهای مختلف زندگیات «بزرگ بازی کن». اگر مدیر هستی، مثل یک مدیر بزرگ رفتار کن؛ اگر فروشندهای، مثل بهترین فروشندهها حرف بزن و عمل کن. ذهن تو بهتدریج با این تصویر هماهنگ میشود.
شوارتز هشدار میدهد که کوچک فکر کردن و خود را دستکم گرفتن، به مرور یک شخصیت ضعیف و فراری از مسئولیت میسازد. او پیشنهاد میکند که آگاهانه تصمیم بگیریم در هر موقعیتی، با عزت نفس، جسارت و وقار ظاهر شویم.
برای تقویت شخصیت، نویسنده بر اهمیت ظاهر فیزیکی و نحوه ارائه خود نیز تأکید دارد. پوشش مرتب، زبان بدن قوی، تماس چشمی و طرز بیان مؤدبانه همگی نشان میدهند که ذهن پشت این شخصیت، ساختار یافته و متعادل است.
او مینویسد که شخصیت خوب، یعنی شخصیتی که با دیگران محترمانه، مهربان و در عین حال محکم رفتار میکند. مردم معمولاً جذب کسانی میشوند که در رفتارشان هم اعتماد وجود دارد و هم احترام.
در بخشی از فصل، نویسنده توصیه میکند که برای ساخت شخصیت بهتر، با افراد دارای شخصیتهای قوی معاشرت کنیم. تأثیر اطرافیان بر نوع فکر کردن و در نتیجه بر شخصیت ما بسیار زیاد است. با افراد مثبت، متعادل و بااعتمادبهنفس وقت بگذرانیم.
او میگوید که نباید اجازه دهیم تجربههای گذشته یا نگاه دیگران، شخصیتمان را شکل دهند. باید آگاهانه تصمیم بگیریم که خودمان چه کسی باشیم و چه تصویری از خود ارائه دهیم. این، حق مسلم ماست.
شوارتز بر این باور است که تکرار افکار مثبت درباره خود، نهتنها تصویر ذهنی ما را اصلاح میکند، بلکه رفتار و لحنمان را نیز متحول میسازد. این همان اصل "وانمود کن تا بشوی" است که در عمل بسیار مؤثر واقع میشود.
او اضافه میکند که شخصیتهای موفق، معمولاً ذهنیتهای روشنی دارند. آنها میدانند که چه میخواهند، در چه چیزی باور دارند و برای چه هدفی زندگی میکنند. این وضوح فکری، ستون شخصیتشان است.
نویسنده به ما یادآور میشود که شخصیت قوی نتیجهی تمرینهای ذهنی مداوم است. باید هر روز روی افکاری که در ذهنمان شکل میگیرد نظارت کنیم. با آگاهی از این افکار، میتوانیم رفتارها و در نهایت سرنوشتمان را نیز تغییر دهیم.
در پایان، شوارتز نتیجه میگیرد که برای ساختن شخصیتی برنده، باید ابتدا در ذهن یک برنده باشیم. اگر میخواهی دیگران تو را با احترام ببینند، باید اول در ذهن خودت، خود را شایسته، باارزش و محترم ببینی.