روانشناسی زنان

فصل شانزدهم

فصل شانزدهم: ارجگذاری بیش از حد به عشق


در فصل شانزدهم کتاب «روانشناسی زنان» با عنوان «ارجگذاری بیش از حد به عشق»، کارن هورنای به تحلیل این موضوع می‌پردازد که چرا برخی زنان در جامعه و به ویژه در روابط عاطفی و عاشقانه، به‌طور افراطی به عشق و توجه از سوی دیگران وابسته می‌شوند. هورنای در این فصل تلاش می‌کند تا علت‌های روان‌شناختی و اجتماعی این وابستگی افراطی به عشق را بررسی کرده و نشان دهد که این نوع ارج‌گذاری می‌تواند به مشکلات عاطفی و روانی منجر شود.

هورنای در ابتدا بیان می‌کند که در بسیاری از فرهنگ‌ها و جوامع، عشق به‌عنوان یکی از ارکان اصلی موفقیت در زندگی زنان در نظر گرفته می‌شود. این فشار اجتماعی باعث می‌شود که بسیاری از زنان احساس کنند که برای احساس ارزشمندی و تایید اجتماعی، باید در روابط عاشقانه و عاطفی موفق باشند. هورنای این موضوع را به‌عنوان یکی از عواملی می‌بیند که موجب می‌شود بسیاری از زنان به‌طور افراطی به عشق و روابط عاشقانه ارج بگذارند و حتی برای حفظ این روابط، از هویت و استقلال خود چشم‌پوشی کنند.

یکی از دلایل اصلی ارجگذاری بیش از حد به عشق از نگاه هورنای، نیاز به تایید و تأمین احساس امنیت عاطفی است. بسیاری از زنان از این که خود را در یک رابطه عاشقانه موفق ببینند، احساس رضایت و امنیت می‌کنند. این نیاز به تایید اجتماعی و عاطفی به حدی می‌تواند در آنها تقویت شود که برای به‌دست آوردن آن، از مرزهای شخصی خود عبور کنند و حتی گاهی خود را در روابطی نگه دارند که برایشان مضر یا ناکارآمد است.

هورنای در ادامه می‌گوید که این نیاز به عشق ممکن است از دوران کودکی و به‌ویژه از تجربیات اولیه در خانواده نشأت بگیرد. در صورتی که فرد در دوران کودکی احساس کند که محبت و توجه والدین به او به‌طور مشروط است یا نیازهای عاطفی‌اش به‌طور کامل تأمین نشده‌اند، ممکن است در بزرگسالی به دنبال جبران این کمبودها در روابط عاشقانه باشد. این افراد اغلب احساس می‌کنند که عشق و توجه از سوی دیگری تنها راه برای تأمین احساس ارزشمندی و خودکفایی است.

هورنای همچنین بر این نکته تأکید می‌کند که در بسیاری از موارد، وابستگی افراطی به عشق و روابط عاشقانه می‌تواند به نوعی "فرار از خود" تبدیل شود. به این معنا که برخی زنان به جای این که به نیازها، خواسته‌ها و هویت خود توجه کنند، تمام انرژی خود را صرف جلب عشق و توجه دیگران می‌کنند. این نوع وابستگی به عشق باعث می‌شود که این زنان از خودآگاهی و رشد فردی غافل شوند و تنها در پی تأمین رضایت و تایید از طرف مقابل باشند.

این نوع نگرش به عشق می‌تواند به‌ویژه در روابط ناپایدار یا آسیب‌زا مشکل‌ساز شود. هورنای توضیح می‌دهد که بسیاری از زنانی که ارج زیادی به عشق و روابط عاشقانه می‌دهند، ممکن است در روابطی باقی بمانند که برایشان آسیب‌زننده است یا از نظر عاطفی آنها را تهی می‌کند. به‌دلیل وابستگی شدید به عشق، این زنان ممکن است از روابطی که به آنها آسیب می‌زند، خارج نشوند و برای حفظ این روابط از هویت خود بگذرند.

هورنای اشاره می‌کند که این وابستگی افراطی به عشق و روابط عاشقانه، به‌ویژه در زنانی که احساس می‌کنند از نظر عاطفی تهی یا تنها هستند، شدیدتر می‌شود. این افراد برای پر کردن احساس خلأ درونی خود، به دنبال عشق و توجه دیگران می‌روند و این وابستگی می‌تواند منجر به مشکلات روانی همچون اضطراب، افسردگی و احساس ناکامی شود.

به علاوه، هورنای تحلیل می‌کند که آرمان‌گرایی در عشق یکی دیگر از عواملی است که باعث می‌شود برخی زنان ارج زیادی به روابط عاشقانه بدهند. این زنان ممکن است ایده‌آل‌هایی از عشق و روابط عاشقانه داشته باشند که واقعیت‌های زندگی عاطفی و انسانی را نادیده می‌گیرد. این آرمان‌گرایی می‌تواند باعث ایجاد توقعات غیرواقعی از روابط و افراد شود و در نهایت منجر به ناامیدی و شکست‌های عاطفی گردد.

هورنای همچنین به این نکته اشاره می‌کند که در این روند، خودآگاهی و استقلال فردی اهمیت زیادی دارد. زنان باید یاد بگیرند که عشق و روابط عاشقانه می‌توانند جزء مهمی از زندگی آن‌ها باشند، اما نباید تمام ارزش خود را بر اساس تایید و توجه از سوی دیگران تعریف کنند. به‌عبارت دیگر، هورنای معتقد است که زنان باید ابتدا یاد بگیرند که خودشان را به‌عنوان فردی مستقل و ارزشمند بشناسند، پیش از آن که بخواهند در روابط عاشقانه به دنبال تایید و ارزشمندی باشند.

در پایان فصل، هورنای پیشنهاد می‌کند که سلامت روانی و عاطفی زنان نیازمند بازنگری در نگرش‌های اجتماعی و فرهنگی است که به عشق و روابط عاشقانه به‌عنوان تنها منبع تحقق و رضایت نگاه می‌کنند. زنان باید قادر باشند که عشق را به‌عنوان یک تجربه مثبت و مکمل در زندگی خود ببینند، نه به‌عنوان تنها راه برای یافتن خود و تایید ارزش‌های خود.

فصل «ارجگذاری بیش از حد به عشق» در کتاب «روانشناسی زنان»، به‌طور عمیق به بررسی این موضوع می‌پردازد که چگونه فشارهای اجتماعی و روانی می‌توانند باعث وابستگی افراطی به عشق در زنان شوند و این وابستگی ممکن است به مشکلات روانی و عاطفی منجر گردد. هورنای نشان می‌دهد که تنها از طریق خودآگاهی، استقلال و بازتعریف روابط می‌توان این وابستگی‌ها را کاهش داد و به روابط سالم و متعادل دست یافت.