پشت لبخندهای خسته
پشت لبخندهای خسته

عملیات سریع

نظرات و دیدگاه‌ها

پشت لبخندهای خسته

۳ دقیقه
۰ بازدید

سحر ۳۴ ساله بود، مادر یک دختر ۵ ساله و حالا نوزاد تازه‌متولدشده‌ای به نام سپهر. برخلاف بارداری اول، این بار از همان ابتدا احساس بی‌قراری و خستگی شدید داشت. اطرافیانش می‌گفتند:

«تو دیگه با تجربه‌ای، همه چیز آسون‌تره برات.»

اما این‌طور نبود.

از روزی که از بیمارستان برگشت، سحر احساس غریبی داشت. توی آغوش گرفتن سپهر براش لذت‌بخش نبود. شیر دادن بهش مثل یک وظیفه‌ی بی‌معنا بود. شب‌ها وقتی سپهر گریه می‌کرد، او با چشمانی خالی به سقف خیره می‌موند و حتی نمی‌تونست از جا بلند شه.

احساس گناه، بی‌ارزشی، و ناامیدیلحظه‌به‌لحظه سنگین‌تر می‌شد. گاهی از خودش می‌پرسید:
«چرا من از تولد پسرم خوشحال نیستم؟ چرا دلم نمی‌خواد حتی بغلش کنم؟»

سحر زود از کوره درمی‌رفت. با دخترش بی‌دلیل داد می‌زد، همسرش رو به بی‌تفاوتی متهم می‌کرد. بعضی شب‌ها بی‌صدا گریه می‌کرد، بعضی شب‌ها با فکری سیاه به خواب می‌رفت:
«شاید بهتر بود من نباشم. شاید نبودنم برای بچه‌ها بهتر باشه...»

تغذیه‌اش مختل شده بود؛ یا چیزی نمی‌خورد، یا پرخوری عصبی می‌کرد. تمرکزش از بین رفته بود. حتی برای دوش گرفتن هم اراده نداشت. در آیینه خودش رو نمی‌شناخت.

یک روز وقتی داشت لباس‌های سپهر رو با دست‌های لرزان تا می‌کرد، زمزمه کرد:
«من یه مادر شکست‌خورده‌ام...»

همسرش متوجه این وضعیت شد. او قبلاً درباره افسردگی پس از زایمان چیزهایی شنیده بود. با آرامش کنار سحر نشست و پیشنهاد داد با هم به یک روان‌درمانگر مراجعه کنن.

تشخیص، روشن و قاطع بود:
افسردگی پس از زایمان با شدت متوسط تا بالا.

درمان ترکیبی ازروان‌درمانی، داروهای ایمن در شیردهی، و مشاوره خانوادگیشروع شد. آهسته و تدریجی، سحر تونست دوباره به ارتباط عاطفی با نوزادش نزدیک شه، احساس گناه رو بشناسه و با اون مقابله کنه.

سه ماه بعد، با چشمانی روشن‌تر به همسرش گفت:
«نمی‌دونستم این حجم از تاریکی هم بخشی از مادری می‌تونه باشه… ولی حالا، دارم برمی‌گردم.»


 نشانه‌های افسردگی پس از زایمان :

  • بی‌احساسی یا بی‌علاقگی نسبت به نوزاد

  • احساس گناه، بی‌ارزشی یا ناکافی بودن

  • تحریک‌پذیری و پرخاشگری نسبت به دیگران

  • اختلال در خواب، غذا، تمرکز

  • افکار منفی نسبت به خود یا زندگی

  • دور شدن از مسئولیت‌ها یا بی‌میلی شدید به کارهای روزمره

موضوعات مرتبط

امتیاز داستان

در حال بارگذاری...
امتیاز شما

نظرات کاربران

هنوز نظری ثبت نشده، اولین نفر باشید