هفت‌دری

عملیات سریع

نظرات و دیدگاه‌ها

هفت‌دری

۳ دقیقه
۰ بازدید

زن پیر سال‌هاست در حاشیه‌ی قبرستان روستا زندگی می‌کند. خانه‌اش کاه‌گلی و قدیمی‌ست، با هفت در چوبی که همیشه نیمه‌بازند. می‌گفت: «اگه باد راه نداشته باشه، صداها جمع می‌شن و خفه‌مون می‌کنن.»

مردم روستا به او احترام می‌گذاشتند، اما از فاصله. زن‌ها، مخصوصاً در ایام محرم یا چله‌ی تابستان، برای فال و دعا سراغش می‌آمدند. فال قهوه می‌گرفت، خاکستر می‌ریخت توی آب و از چرخشش حرف درمی‌آورد. گاهی هم چیزی زیر لب زمزمه می‌کرد، بعد ناگهان چشم‌هایش را می‌بست و می‌گفت: «خاموش شو... هنوز وقت گفتنش نیست.»

با بچه‌ها گرم نمی‌گرفت. اگر کودکی دستش را می‌گرفت یا کنارش می‌نشست، با حالتی محتاط عقب می‌کشید و زیر لب می‌گفت: «انرژی تو با من نمی‌سازه.» حتی نوه‌های خودش را زیاد به خانه‌اش راه نمی‌داد.

زندگی‌اش نظم خاص خودش را داشت: هر روز، رأس ساعت مشخصی، از میان شیشه‌های رنگی نور را ردیابی می‌کرد. می‌گفت این‌طور می‌فهمد که کدام اتاق آلوده به «نیروی ناپیدا» شده. روزهایی بود که بی‌دلیل یکی از درها را می‌بست و تمام روز با کسی حرف نمی‌زد، چون معتقد بود انرژی شب قبل آن در را «بسته».

با همسایه‌ها رابطه‌ی سطحی داشت. اگر سلام می‌کردند، پاسخ می‌داد، اما نگاهش هرگز مستقیم نبود. اگر کسی درباره‌ی زندگی‌اش سؤالی می‌پرسید، به‌جای جواب، یک جمله‌ی غیرقابل‌درک تحویل می‌داد. مثل:
– «بعضی سایه‌ها رو باید با صدا سنجید، نه با نور.»

روستایی‌ها دیگر یاد گرفته بودند که سؤال نپرسند، فقط از دور سری تکان دهند و رد شوند. بعضی‌ها می‌گفتند «خِب‌بلده»، بعضی دیگر می‌گفتند «دیگه عقلش درست کار نمی‌کنه.»

اما برای خودش، هر لحظه از زندگی‌اش پر از نشانه بود. پرنده‌ای که از سمت راست پنجره رد می‌شد، معنایی داشت. شکستن لیوان در وقت ناهار، پیامی از آینده بود. حتی خارش نوک بینی‌اش را تعبیر می‌کرد.

در طول سال‌ها، تنهایی برایش عادی شد. صداهایی که می‌شنید، نشانه‌هایی که می‌دید، و تفسیری که از اطرافش داشت، همه به یک دنیای پیچیده و پررمز و راز ختم می‌شد که فقط خودش در آن زندگی می‌کرد. دنیایی که با قوانین خاص خودش اداره می‌شد؛ بدون نیاز به تأیید دیگران.

و خانه‌ی هفت‌دری، هنوز ایستاده، میان قبرستان و خاطره‌ها. با دری که گاه به گاه، به‌تنهایی باز و بسته می‌شود.


 علائم اختلال اسکیزوتایپال :

  • تفکر جادویی و خرافی:تعبیر اتفاقات معمولی (مثلاً خارش بینی، صدای باد، حرکت پرنده) به‌عنوان نشانه‌هایی از آینده

  • ادراک غیرعادی:احساس حضور صداها، نیروی ناپیدا در خانه

  • انزوای اجتماعی:روابط بسیار محدود، اجتناب از تماس بدنی و احساسی

  • رفتار و گفتار عجیب:جمله‌های رمزآلود، رفتاری غیرقابل پیش‌بینی

  • ظاهر عجیب یا آداب نامعمول:خانه‌ای با هفت در همیشه باز، مراسم شخصی و اعتقادات منحصر‌به‌فرد

امتیاز داستان

در حال بارگذاری...
امتیاز شما

نظرات کاربران

هنوز نظری ثبت نشده، اولین نفر باشید