قول‌هایی که هیچ‌وقت عملی نشد
قول‌هایی که هیچ‌وقت عملی نشد

عملیات سریع

نظرات و دیدگاه‌ها

قول‌هایی که هیچ‌وقت عملی نشد

۵ دقیقه
۰ بازدید


مریم همیشه می‌گفت که اولین بار وقتی حامد را دید، حس کرد با یک مرد خاص روبه‌رو شده. او خوش‌لباس، خوش‌صحبت و سرشار از اعتمادبه‌نفس بود. در اولین دیدار، از سفرهای خارجی، پروژه‌های موفق کاری و حتی کمک‌های خیریه‌ای که انجام داده بود حرف زد. هر داستانش با جزئیات دقیق و هیجان‌انگیز همراه بود؛ طوری که مریم شک نکرد که با مردی موفق و بااخلاق آشنا شده.

شش ماه آشنایی پر از پیام‌های عاشقانه، هدایا و وعده‌های بزرگ کافی بود تا مریم به ازدواج بله بگوید. بعد از مراسم، زندگی مشترکشان در یک آپارتمان شیک آغاز شد. اما درست از همان هفته‌های اول، ترک‌هایی در تصویر کامل و رویایی که مریم ساخته بود، شروع به ظاهر شدن کرد.

یک روز، حامد بی‌خبر از مریم وام بانکی بزرگی گرفت. وقتی مریم پرسید، گفت: «برای یک سرمایه‌گذاری کوتاه‌مدت عالیه، دو ماهه پولش برمی‌گرده با سود.» اما دو ماه گذشت، بعد سه ماه، بعد شش ماه… و خبری از پول نشد. وقتی مریم دوباره پیگیر شد، حامد با بی‌تفاوتی گفت: «بخشی رو ماشین خریدم، بخشی رو گذاشتم روی شرط‌بندی فوتبال. اگه بردم، همه‌چیز حل میشه.»

رفتارهای کوچک و بزرگش پر از علامت بود. گاهی چند روز پیاپی دیر به خانه می‌آمد و وقتی مریم سوال می‌کرد، با لبخند می‌گفت «جلسه کاری داشتم» یا «دوستام رو ندیدم دلم تنگ شده بود.» بعداً مریم فهمید که بیشتر این وقت‌ها در کافه یا رستوران با زن‌های دیگر بوده.

بارها دروغ گفت و وقتی مریم مدارک و پیام‌ها را نشانش می‌داد، با مهارت بحث را برمی‌گرداند:

  • «تو زیادی حساسی.»

  • «همه آدم‌ها با جنس مخالف حرف می‌زنن، این طبیعی‌ه.»

  • «مشکل تو اینه که زیادی منو کنترل می‌کنی.»

یک بار که مریم با سختی چند سال پس‌انداز کرده بود تا برای خرید خانه استفاده کنند، حامد با چرب‌زبانی گفت: «یه فرصت طلایی دستمه، تو رو خدا این پول رو بدیم تا چند برابرش رو برگردونم.» مریم با تردید پول را داد، اما چند هفته بعد متوجه شد پروژه‌ای وجود نداشته و پول خرج سفر، خرید لباس مارک‌دار و مهمانی‌های خصوصی شده. وقتی مریم با گریه گفت «این خیانته»، حامد خونسرد جواب داد: «تو زیادی احساساتی هستی، باید یاد بگیری دنیا همین‌طوری کار می‌کنه.»

حامد هیچ‌وقت خودش را مقصر نمی‌دانست. اگر پول از دست می‌رفت، «بازار خراب بود». اگر دروغ‌هایش رو می‌شد، «مریم بی‌اعتماد» بود. اگر دعوایی پیش می‌آمد، «بقیه تحریکش کرده بودند».

بعد از دو سال، مریم فهمید که حامد از اول با هدف بهره‌برداری وارد رابطه شده. برایش مهم نبود که مریم چه می‌خواهد یا چه احساسی دارد. او فقط دنبال این بود که نیازها و خواسته‌های خودش برآورده شود، حتی به قیمت نابودی اعتماد، امنیت و آرامش همسرش. و شاید تلخ‌ترین واقعیت این بود که حتی یک لحظه هم نشانه‌ای از پشیمانی یا تغییر در او دیده نمی‌شد.


علایم شخصیت ضد اجتماعی :

1. دروغ‌گویی مکرر و فریبکاری برای منافع شخصی

  • ساختن داستان‌های موفقیت و سفر برای جلب اعتماد مریم در دوران آشنایی.

  • گفتن «سرمایه‌گذاری کوتاه‌مدت» به‌عنوان بهانه برای گرفتن وام و خرج کردن آن در شرط‌بندی و خرید شخصی.

  • پنهان کردن رفت‌وآمد با زنان دیگر و توجیه آن با «جلسه کاری» یا «دوستی عادی».

2. استفاده ابزاری از شریک زندگی

  • قانع کردن مریم برای دادن پس‌انداز خرید خانه و خرج کردن آن برای نیازهای شخصی.

  • وارد کردن مریم در مشکلات مالی بدون رضایت او.

3. بی‌توجهی به حقوق، احساسات و امنیت شریک

  • خرج کردن پول مشترک بدون اجازه.

  • نادیده گرفتن آسیب‌های احساسی مریم در مواجهه با خیانت و دروغ‌ها.

4. فقدان پشیمانی و مسئولیت‌پذیری

  • بعد از افشای دروغ‌ها، گفتن «تو زیادی احساسی هستی» یا «دنیا همین‌طوری کار می‌کنه» به جای عذرخواهی.

  • مقصر دانستن شرایط، دیگران یا خود مریم در تمام مشکلات.

5. تکانشگری و بی‌توجهی به عواقب بلندمدت

  • خرج کردن پول وام و پس‌انداز بدون برنامه‌ریزی و امید به «بردن در شرط‌بندی».

  • بی‌فکری نسبت به آینده‌ی مالی خانواده.

6. نقض مکرر اعتماد و مرزهای رابطه

  • برقراری ارتباط با افراد دیگر خارج از چهارچوب رابطه زناشویی.

  • تغییر موضوع و مقصر جلوه دادن مریم هنگام روبه‌رو شدن با شواهد.

امتیاز داستان

در حال بارگذاری...
امتیاز شما

نظرات کاربران

هنوز نظری ثبت نشده، اولین نفر باشید